20160607

بی رمق 
تکیه زده ام
بر دیوار زندگیم
در انتظار آتش سالها 

20160319


ماه را می نگرم
در بستر
اولین شب سال

20150624


این روزها
عمود بر زمینم
و از آن پس
در موازات با آن 

20150405


مى بايد بى وقفه واژه هايى تازه ساخت، كه اندكى آغشته به خون باشد و با لايه هاى جسم و تن آدمى آميخته .


حواس پیوسته تحریف می کنند و حقیقت مدام پراکنده می شود تا جایی که اصالت بی معنا گردد و تنها تاويل ها باقى بمانند .


دوستى صرفا يك واژه پنج حرفى است، با كاركرد معنايى بسيار، براى کسانی كه نمى توانند با واقعيت تنهايى انسان كنار بيايند.


باید یک تهوع اساسی اتفاق بیفتد تا هر آنچه در طول زمان بلعیده ام و در من ته نشین شده است به کلی بالا بیاورم .