...
بی رمق تکیه زده ام بر دیوار زندگیم در انتظار آتش سالها
20150405
مى بايد بى وقفه واژه هايى تازه ساخت، كه اندكى آغشته به خون باشد و با لايه هاى جسم و تن آدمى آميخته
.
حواس پیوسته تحریف می کنند و حقیقت مدام پراکنده می شود تا جایی که اصالت بی معنا گردد و تنها تاويل ها باقى بمانند
.
دوستى صرفا يك واژه پنج حرفى است، با كاركرد معنايى بسيار، براى کسانی كه نمى توانند با واقعيت تنهايى انسان كنار بيايند
.
باید یک تهوع اساسی اتفاق بیفتد تا هر آنچه در طول زمان بلعیده ام و در من ته نشین شده است به کلی بالا بیاورم
.
20150326
دوست داشتن
وابستگی می آورد
وابستگی ها،
رنج
20141103
چشمانم دکمههایی ست براق،
کدامین کلاغ
از تنهاییم نمی هراسد؟
20140919
رهایش کردم
آنچه را که میپنداشتم،
یافتهام.
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)